X
تبلیغات
رایتل
شعر. متنهای زیبا و آموختنی و ....
  
 بسیار جالب و پر محتوا میباشد. خوشحال میشم سری بزنید
 
آرشیو
 
چهارشنبه 7 تیر‌ماه سال 1385
خداحافظی

گونه هایم گر گرفته است .

خسته نیستم . می خواهم تنها بمانم . در را آهسته ببندید .

شبی خواب باران و پائیزی نیامده را دیدم . انگار که تعبیر تمام رفتن ها بازگشت

به زاد روز شقایق است .

حالا دیگر از ندانستن شمال و جنوب جهان بغضم نمی گیرد.

حالا دیگر از هر نگاه نا درست و طعنه تاریک نمی ترسم .

حالا دیگر از هجوم نا به هنگام لکنت و گریه نمی ترسم .

به خدا پروانه ها پیش از آنکه پیر شوند میمیرند.

باران که باز بیاید می ماند آسمان و خواب و خاطره ای . یا حرفی میان گفت و لطف

آدمی با سکوت.

خدا حافظ .... خداحافظ پرده نشین محفوظ گریه ها ... خدا حافظ عزیز بوسه های ۷ سالگی

حالا دیدار ما به نمی دانمان کجای فراموشی . دیدار ما اصلا به همان حوالی هرچه بادا باد

دیدار ما و دیدار دیگرانی که ما را ندیده اند.

یادت نرود گلم به جای من از صمیم همین زندگی سرا روی چشم به راه ماندگان مرا ببوس

دیگر سفارشی نیست .

تنها جان تو جان پرندگان پر بسته ای که دیماه به ایوان خانه می آیند.

                                                            خداحافظ

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 12607


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها